الملا فتح الله الكاشاني

120

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )

مؤمن آل فرعون و حبيب نجار صديق آل يس و على بن ابى طالب ( ع ) صديق آل محمد مرويست كه رسول خداى اصحاب را بغزائى فرستاد و على بن ابى طالب ( ع ) را بر ايشان امير كرد بعد از آن فرمود كه كيست كه فضل پسر عم مرا از قرآن بگويد عمار ياسر برخاست گفت من بگويم يا رسول اللّه فرمود بگوى عمار گفت و الذى جاء بالصدق و صدق رسول اللّه فرمود صدقت يا عمار راست گفتى زيد بن حسان روايت كرده كه در بدايت اسلام نزد حضرت رسالت رفتم گفتم يا محمد چه ميگوئى گفت ميگويم لا إله الا اللّه و انا رسوله خدا يكيست و من فرستاده اويم گفتم من يصدقك على هذا كه ترا تصديق مىكند بر اين قول فرمود صبى و امرأة كودكى و زنى يعنى على و خديجه و از اينجاست كه حضرت فرمود كه هفت سال فرشتگان بر من و على صلوات ميفرستادند براى آنكه در اين هفت سال نماز هيچكس را به آسمان نبردند الانماز من و على . لَهُمْ مر آن مؤمنان مصدق راست در بهشت ما يَشاؤُنَ آنچه خواهند و آرزو كنند از جلايل نعمة و عظايم كرامة عند ربّهم نزد پروردگار خود ذلِكَ آن ثواب عظيم و نعمة جسيم جَزاءُ الْمُحْسِنِينَ پاداش نيكوكارانست كه اهل تصديق‌اند و كننده افعال حسنه و اعمال شايسته‌اند . لِيُكَفِّرَ اللَّهُ عَنْهُمْ تا بپوشد خداى از ايشان بسبب ميامن نيكوئى افعال أَسْوَأَ الَّذِي عَمِلُوا بدترين آنچه باشد يعنى آنچه كرده باشند محو كنند از ايشان از شرك و معاصى كه كرده باشند قبل از ايمان آوردن و عملهاى نيكو كردن و تخصص اسوء جهة مبالغه است چه تكفير آن موجب فعلى است كه در سوء باشد يا اشعار است به آنكه ايشان بجهة استعظام ذنوب مىپندارند كه مذنب و مقصرند اگرچه فى الحقيقة فاعل آن نيستند هم‌چنانكه روش اهل عصمت است وَ يَجْزِيَهُمْ و پاداش دهد ايشانرا أَجْرَهُمْ مزد كردار ايشان بِأَحْسَنِ الَّذِي نيكوترين چيزى كانُوا يَعْمَلُونَ كه بودند كه عمل ميكردند مراد باحسن مطلق محاسن اعمالست و تفسير آن با حسن بجهة كمال اخلاص ايشانست در آن و زيادتى ثواب آن و يا مراد از آن مجموع فرايض و سنن باشد كه مزية حسن دارند بر مباحى كه به آن مستحق ثواب نمىشوند آورده‌اند كه حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم چون ذكر معايب إله باطله ميكرد كفار تخويف او ميكردند و ميگفتند كه چنين مگوى كه بواسطهء اين از جانب خدايان ما ضررى به تو خواهد رسيد كه هيچكس او را كفايت نكند حق تعالى آيه فرستاد كه . أَ لَيْسَ اللَّهُ بِكافٍ آيا نيست خدا كفاية كننده مراد تقرير و اثباتست يعنى البته كفايت كننده است عَبْدَهُ بنده خود را كه محمد است از جميع انواع ضرر وَ يُخَوِّفُونَكَ و ميترسانند